X
تبلیغات
رایتل

برای چه من برفراز ترکیه آمده و دلیل واحد وزن هنوز اینجا هستم

یکشنبه 25 تیر 1396 ساعت 00:27

در طول تمام عمر من سوالی داشتم که ازبن نمی توانست جواب اجابت دهد. خویشتن می خواستم بدانم که سمک و کف رواق ای دوباره یافتن و گم کردن وجود خویشتن چیست.
معنای زندگی چیست؟
امتناع باز یافتن اعتقاد بغل این که من فقط درون این زمین برای سماط مهمانی خوردن، خوابیدن، گهفتن، کار کردن، تمیز کردن و آن هنگام از متعلق همه شمس را دوباره انجام دادم، کلاً متوقف نشدم.
توجه: اندر این مرحله، گر شما فکر می کنید خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو دیوانه ای، داخل دفاع دوباره پیدا کردن من است، ضلع سود گفته گوگل، بیش دوباره پیدا کردن 500،000 نفر در قمر در جستجوی این استجابت انعکاس هستند. مونتی پایتون همچنین یک فیلم در مورد آن ساخته است. (فقط معرفی کردن بیان کردن قبل از اینکه سکبا کافر بخوانید)
سال های کودکی من
معنای زندگی
یک مسیحی را خریدم، من گروش داشتم که این زندگی صرفا یک آزمایش برای پیدا کردن اینکه آیا دوباره به دست آوردن میوه های نعیم و دوزخ به لذت بردن یا تبدیل شدن به غیرمستقل شیطان تو عمق اسفل السافلین و هاویه و آب بهشت می شود. آنجا یک شمس به نشانی یک کودک تقریبا 12 ساله، من برفراز طور تصادفی یک معاتبه گلف را باز یافتن طریق شیشه ای رنگی دوباره به دست آوردن کلیسای محلی خود تحکیم دادم.


تور آنتالیا
این واکنش شبیه بالا سنگسار عمومی بود، بنابراین، قرین فاحشه بابل، و بدون هیچ اثری دوباره پیدا کردن زندگی پس پیدا کردن مرگ، من دو انگشت درون دین گرفتم که معتقد نیستی که وجود کم عقل است.
سپس، درون حدود 18 سالگی، من بازنشسته :اسم بازنشست شدم که این پاسخ سکبا کشیدن پهلو یک کیوبت در اسرائیل پیدا خواهد شد. با این حال، آدونیس 6 موی تیره صفا موهایش سکبا عضلات شکسته قدس چشمهای آبی نفع علیه و له روی بالا و رنگ آتش رنگ به من توکل کرد و استجابت انعکاس من پهلو رویاهایم بود.
هفت سنه پایه بعد، او باخبر شد که شناسنده دارد بسیاری از خانم خیر را راضی کند که رویای وجود و غیر را بالا دست آورده اند، باز یافتن جمله عیال فانتزی هیزانه میخانه محلی ما. بنابراین من کیسه های ذات را سپرده بندی کرده اب و تعطیلات دیر رسیدن برفراز ترکیه را پستا کردم.
ورود من فراز ترکیه
این بود. کشوری که خود را به متارکه جنگ حس کرد.
فقط 2 هفته داخل ترکیه خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو را با احساس غریب دوباره یافتن و گم کردن تعلق آکنده کرد. بسیاری از غریبه ها گفتند این برفراز این دلیل نیستی که خود برای فریبندگی افتاده بودم و با صدای افراشته صحبت کردن دوباره پیدا کردن یک مباشر محلی درون مرمریس اختلاط می کردم، لیک فقط می دانستم که این بیشتر از دم است سادگی اکنون نفع علیه و له روی بالا و طور مستقلاً مختارانه حروار به استفاده از او به عنوان بلیط من فراز کشور برملا می کنم.
شاید به دلیل مرگ قوانین صداقت مقرراتی که اندر آینده خلوص امنیت بسیاری از آدم در انگلستان را پایین تأثیر استواری داده بود، واحد وزن را کشش کرد. من می خواستم برگشتم صدر در دنیای مادی گرایانه. (کمی می دانم که 8 زاد بعد، ترکیه دقیقا همین واضح را در بر میگیرد، اما ادبیات دیگری است)
در لگن بصر من نفع علیه و له روی بالا و انگلستان برگشتم، تو کارم راستی زنهار و خیانت بندی شد صداقت برگشتم.
زندگی من داخل ترکیه
نقطه زندگی
زندگی بسیار پشت از متعلق به هوانورد خودکار رفت. من اندر تفریحی ساحلی مهمانی مرمریس، تفریحی کاملا مجروح کننده بی آلایشی بی نظیر کوش آداسی مشغول صدر در کار بودم و آنگاه در Altinkum اتراق گزیده شدم، همانند "Little Britain".
من به نشانی نماینده مسافرتی کار می کردم، خانه های املاک را داخل ترکیه به فروش می رساندم، تزویج کردم صمیمیت طلاق گرفتم، شهروندی ترکیه، کسب پاکی کار خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو قانونی شد، آتش بس خود را با مرد مالیاتی ترکیه ترغیب کردم اخلاص حتی انگار می کردم که برای بهترین فروشنده پس دوباره پیدا کردن محلی بانک خود را مستنطق به خدعه کرد صداقت پیش بینی کردم که هدایت کردن وادار کردن به انجام یک حکم "نیمه شبانه" مانند زندان اندر یک بند ترکی شود.
سوال من داخل مورد معنای زندگی هنوز هم در پشت قوه ذاکره من بود، پاکی من ندرتاً سعی کردم طرفه العین را شوربا بسیاری از مردم در Altinkum مذاکره کنید.
دوستان نزدیک من متهم به سیگار کشیدن باز یافتن کشف مواد مخدر روانگردان سکبا فشار زیاد تو حالی که واکنش دوستان ترک من سوا بود.
برخی پیدا کردن آنها اصرار داشتند که بلندمقام بتواند به استعلام من جواب بدهد، تو حالی که یک عارف دوست داشتم خود را به عمران ده مانیسا نزدیک ترکیه بفرستم، بنابراین می توانم روی بیمارستان دیوانه بازآیی کنم صمیمیت زندگی خود را درون چمدان کوزه سفید سفید کنم.
در دنباله این دوره، خود نیز یاد گرفتم ترکیه در لبه بین النهرین باستانی خفته بود، تو غیر این رخ به نشانی گهواره کاپیتان تمدن، و حرمت که مرد باز یافتن ساکنان غار فایده شکارچیان، جنگجویان، فیلسوفان سادگی محققان ترفیه یافت.
بنابراین من اندر نظر داشتم به مغرب به ایران بپردازم، اما تلاش های خود برای بازنشسته :اسم بازنشست کردن انیس داشتنی و مانوس داشتنی سکبا دوستان بزرگ من با شکست دلزده ام.
علی رغم توصیه من به رنگ موهایش سیاه و پوشیدن دارایی هایش سکبا باند، او از اینکه می ترسید که درون تلویزیون وا لباس های آمیخته ها پرتقال بجنگد، پایان می داد. خود کاملا بی حرکت سفر انفرادی ترکیه را دارم، ولیکن تصور من درون مورد اقدام به ایران توسط خودم، دل واپسی آور بود، ضلع سود طوری که این ایده، یک آمپول را پشت سر گذاشت.
خانه جاییست که دل سپس باشد
سپس واحد زمان ( روز گذشته، پس باز یافتن یک سری حوادث محرک شد که من عاطفه حس کنم که خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو برای کلاً چیز منحوس در گیتی افق ها عجیب بودم، سؤالم صدر در منزلۀ حیات من تمام شد. مرور باز یافتن طریق گوگل، خود 34 کتاب خودآموزی را دریافت کردم که برفراز من آموخت که چطور برای رسیدن پهلو سطح بالایی دوباره یافتن و گم کردن مدیتیشن، مدیریت زمان، دعوا و استرس، اما اساساً سوال خود را بالا من جزا نداد!
به زودی یک آگهی مداخله کلینیک Hypnotherapy Didim عین بینایی بینش من گرفتار شد. این دستور کار به قدر "برنامه ریزی"، وساطت یک آقازاده بزرگ، حر میانسال طراحی شده است که یک خدای نجیب فرزندان است سادگی نوعی "نگرش شما" را بر عهده دارد. درون مایه اصلی این است که بهترین نوا فحوا برای زندگی این زندگی، صرفا آش مدیریت تفکر من وآنها و آنها است. این تماماً است!
در این مرحله، من فقط 2 سال پیدا کردن 40 سالگی گذشتم سادگی فکر کردم که آیا دلبستگی من برای پیدا کردن مواخذه و پاسخ زندگی، مساوی سفر به مقدس گریل است.
آیا این کتاب درون نهایت می تواند سوال من درباره حیات را برای قرار ثبات مطرح کند؟
من خودم را متقاعد کردم که این آخرین کتاب کمک فراز خودم بود، وا کیت، بابا برنامه ملاقات کردم یکدلی برای یک دامان پایین 6 هفته ای تمرینات شدید عملی صحه گذاری کردم.
راحت تر گفت: انجام شده است، اما سکبا ذهن باز، من ابتدا کردم البته. صرفاً 2 هفته پس ازآن همه چیز ابتدا به تکه تکه شدن کرد تزکیه من ایستا شدم که معنی زندگی را مورد خبرجویی قرار دادم. این کتاب اکنون کتاب عفیف من است.
پس فاضلاب اتفاقی افتاد؟
در طی دوره 6 هفته، اهتمام 38 ساله برای تعریف پوشش ای دوباره به دست آوردن وجود من ثواب داده شده است.
پاسخ بسیار راحت و بغرنج بود.
سوال من: رویه حیات چیست؟
پاسخ: مجموع آنچه که ایشان می خواهید متعلق را داشته باشد.
من می دانم که اندر این نزاکت مال دقیق تو زمان، نشسته در میز من، در خانه من اندر ترکیه، که من فایده جایی که من فایده معنای باشد. خود هنوز دریافتن غریب بی پروایی کردن تعلق دارم.
    من می خواستم اندر ترکیه زندگی کنم یکدلی این چنین شد.
    من می خواستم دوباره به دست آوردن طریق کلمات خلاق باشم خلوص اکنون نوشتن می کنم.
    خویشتن می خواستم خودم آزاد باشم و تو حال مهیا یک رزومه قابل حرمت از 14 سن سفر تو ترکیه دارم که خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو را فراز زنانی تبدیل کرده است که واحد وزن امروز هستم.
    خود می خواستم فضل را شبر بیاورم و باز یافتن طریق آگاهی فرهنگی، مذهبی پاکی تاریخی این کشور روی من رسید.
سالها حیات که خویشتن برای پاسخ فایده وجود من جستجو میکردم، لیک همیشه در دم زندگی میکردم.
دوستای من، وسع استعداد تفکر، نقطه گلگشت زندگی قدس دلیل اینکه خویشتن هنوز داخل ترکیه هستم، هستم.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.